سرفیس فینیش چیست؟
پرداخت سطح بافت و توپوگرافی یک سطح تولید شده را توصیف می کند که با سه ویژگی قابل اندازه گیری تعریف می شود: زبری، موج دار بودن، و لایه. این بی نظمی های سطح میکروسکوپی مستقیماً بر نحوه عملکرد یک جزء در محیط تأثیر می گذارد-که بر اصطکاک، مقاومت در برابر سایش، محافظت در برابر خوردگی و اثربخشی آب بندی تأثیر می گذارد.
آشنایی با سه مولفه فینیش سطحی
پوشش سطح فراتر از ظاهر بصری را در بر می گیرد. مشخصات سطح کامل شامل سه عنصر متمایز و در عین حال مرتبط با یکدیگر است که مهندسان باید مشخص و کنترل کنند.
زبریبی نظمی های ریز و نزدیک به هم را در سطح-قله ها و دره ها که فقط با بزرگنمایی قابل مشاهده هستند را اندازه گیری می کند. هنگامی که مهندسان در عمل "سطح پایان" را مشخص می کنند، معمولاً به زبری اشاره می کنند. این جزء بیشترین تأثیر را بر عملکرد عملکردی دارد. سطحی با 3.2 میکرومتر رادیوم (رویه ماشینکاری استاندارد) رفتار تریبولوژیکی متفاوتی نسبت به سطح 0.8 میکرومتر رادیوم نشان میدهد، حتی اگر سایر ویژگیها یکسان باشند.
مقدار متوسط زبری، که به عنوان Ra شناخته می شود، نشان دهنده میانگین حسابی انحرافات ارتفاع سطح از خط مرکزی است. مقادیر کمتر Ra نشاندهنده سطوح صافتر با تغییرات کمتر بین قلهها و درهها است.
موجی بودنتغییرات سطحی با طول موج طولانیتر- که فاصلههای بیشتری را نسبت به الگوهای زبری میپوشاند. این بی نظمی ها معمولاً از تاب خوردگی، ارتعاشات یا انحراف در حین عملیات ماشینکاری ناشی می شوند. در حالی که نسبت به زبری کمتر مشخص می شود، موجی بودن به شدت بر کاربردهای آب بندی و خواص نوری تأثیر می گذارد. یک مهر و موم دقیق ممکن است نه به دلیل زبری بیش از حد، بلکه به این دلیل که موجی بودن مانع از توزیع یکنواخت فشار تماس می شود، خراب شود.
قرار دادنالگوی جهتی غالب تولید شده توسط فرآیند تولید را تعریف می کند. بسته به روش تولید، الگوهای پایه می توانند موازی، عمود بر، دایره ای، متقاطع، شعاعی، یا چند جهته- باشند. جهت قرار گرفتن بر نحوه روان کننده ها در سطوح یاتاقان تأثیر می گذارد و ظاهر بصری محصولات نهایی را تحت تأثیر قرار می دهد. عملیات سنگ زنی به طور معمول لایه گذاری چند جهته ایجاد می کند، در حالی که چرخش الگوهای دایره ای ایجاد می کند.

چرا فینیش سطحی عملکرد کامپوننت را تعیین می کند؟
توپوگرافی میکروسکوپی یک سطح بر پدیده های فیزیکی متعددی نظارت می کند که تعیین می کند آیا یک جزء در سرویس موفق یا شکست می خورد.
کنترل اصطکاک و سایش
زبری سطح به طور مستقیم ضرایب اصطکاک بین سطوح لغزنده را تعدیل می کند. اصطکاک را می توان از طریق پرداخت سطح و انتخاب مواد سطح، افزایش بهره وری انرژی و به حداقل رساندن سایش قطعات به حداقل رساند. در ماشینهای دقیق، کاهش اصطکاک موقعیتیابی دقیق را امکانپذیر میکند، اثرات پسماند را به حداقل میرساند و تولید گرما را کاهش میدهد که میتواند ثبات ابعادی را به خطر بیندازد.
برعکس، برخی از برنامه ها برای جلوگیری از حرکت ناخواسته به زبری کنترل شده نیاز دارند. پایه صندلی دوچرخه برای ایجاد اصطکاک نگهدارنده و جلوگیری از لغزش زیر وزن سوار به بافت سطح کافی نیاز دارد. زبری بهینه به جفت شدن مواد، فشار تماس و سرعت نسبی بستگی دارد.
مقاومت در برابر سایش و طول عمر
ناهمواری سطح میکروسکوپی نقطه شروع سایش و تخریب مواد را فراهم می کند. یک روکش خوب مهندسی شده در برابر سایش و چسبندگی مقاومت می کند و طول عمر قطعات و ماشین آلات را افزایش می دهد. سطوح ناهموار سایش تسریع شده را تجربه میکنند زیرا ناهمواریهای اوج بارهای نامتناسبی را تحمل میکنند که منجر به تغییر شکل پلاستیک یا شکستگی این نقاط بالا میشود.
مطالعات نشان می دهد که کاهش زبری از 3.2 میکرومتر به 0.8 میکرومتر Ra می تواند طول عمر اجزا را در کاربردهای تماس کشویی دو برابر کند. با این حال، سطوح بسیار صاف گاهی اوقات بدلیل افزایش سایش چسب هنگام شکستن لایه های اکسید محافظ عملکرد بدتری دارند.
آب بندی و جلوگیری از نشتی
آب بندی موثر، حیاتی برای مهار و کنترل مایعات، به شدت به پرداخت سطح متکی است. در کاربردهایی مانند واشرها و حلقهها، یک پرداخت صیقلی در نقطه تماس مهر و موم انطباق بهینه را تضمین میکند و از نشتی جلوگیری میکند. سطح آب بندی باید به اندازه کافی صاف باشد که الاستومر بتواند برای پر کردن بی نظمی های میکروسکوپی مطابقت داشته باشد، اما نه آنقدر صاف که چسبندگی باعث ایجاد اصطکاک بیش از حد در طول نصب شود.
سیستم های هیدرولیک معمولاً به 0.8 میکرومتر Ra یا ریزتر در سطوح آب بندی نیاز دارند. روکشهای خشنتر مسیرهای نشتی ایجاد میکنند که درزگیرهای الاستومری نمیتوانند پل بزنند، در حالی که صافی بیش از حد میتواند به مواد نرم درزگیر در هنگام مونتاژ آسیب برساند.
مقاومت در برابر خوردگی
زبری سطح به شدت بر رفتار خوردگی تأثیر می گذارد. سطوح ناهموار شکاف هایی را ایجاد می کنند که در آن رسانه های خورنده انباشته می شوند و لایه های غیرفعال محافظ ترجیحاً شکسته می شوند. تجهیزات دارویی و فرآوری مواد غذایی معمولاً 0.4 میکرومتر Ra یا ریزتر را مشخص میکنند تا مکانهای نگهداری باکتریها را به حداقل برسانند و تمیز کردن مؤثر را امکانپذیر کنند.
الکترو پولیش می تواند زبری سطح را تا 50 درصد از مقدار شروع Ra کاهش دهد، در درجه اول با حذف قله های سطح در حالی که دره ها را نسبتاً بدون تغییر باقی می گذارد. این فرآیند همچنین آلایندههای جاسازی شده را حذف میکند و{2}}لایههای سطحی سختشده را که خوردگی موضعی را تسریع میکنند، کار میکند.
اندازهگیری سطح پایان: روشهای تماسی و غیر تماسی-
اندازه گیری دقیق پایه و اساس کنترل کیفیت و بهینه سازی فرآیند را فراهم می کند. پرداخت سطح ممکن است با استفاده از روشهای تماسی که قلم را روی سطح میکشد یا روشهای غیر تماسی اندازهگیری شود.
اندازه گیری تماس با پروفیلومتر
پروفیلومتری تماسی رایج ترین روش اندازه گیری باقی مانده است. نمایهسنجها از یک قلم با وضوح بالا- برای ردیابی بینظمیهای سطحی استفاده میکنند و نمایهای از تغییرات ارتفاع را در طول مسیر خطی ایجاد میکنند. شعاع نوک قلم معمولاً 2 تا 10 میکرومتر است، با نیروی کنترل شده برای جلوگیری از آسیب سطح.
پروفیلومترهای مدرن جابجایی قلم عمودی را هزاران بار در هر میلی متر سفر دیجیتالی می کنند و نقشه های توپوگرافی دقیقی ایجاد می کنند. سپس نرم افزار از الگوریتم های فیلتر استاندارد شده برای جداسازی ناهمواری از موج و خطای شکل استفاده می کند. اولین گام در تجزیه و تحلیل بافت سطح شامل حذف شکل زیرین یا "فرم" سطح با برازش ارجاعات هندسی مانند خطوط یا کمان است.
روش های تماس برای سطوح فلزی و اندازه گیری معمول تولید عالی هستند. محدودیتها شامل آسیب احتمالی سطح بر روی مواد نرم، ناتوانی در اندازهگیری ویژگیهای باریک و سرعتهای اندازهگیری نسبتاً پایین است.
تکنیکهای نوری و غیر تماسی-
روشهای غیرتماسی عبارتند از تداخل سنجی، میکروسکوپ هم کانونی، تغییر فوکوس، نور ساختاریافته، ظرفیت الکتریکی، میکروسکوپ الکترونی، میکروسکوپ نیروی اتمی و فتوگرامتری. این فناوریها اندازهگیری سطوح ظریف، هندسههای پیچیده و موادی را که روشهای تماس به آنها آسیب میرساند، امکانپذیر میسازد.
تداخل سنجی نور سفید با تجزیه و تحلیل الگوهای تداخل ایجاد شده هنگام انعکاس نور از سطح اندازه گیری شده و یک آینه مرجع، وضوح عمودی{0} نانومتری را به دست می آورد. این تکنیک برای اندازهگیری سطوح آینهای-صیقلشده و کمیسازی ویژگیهای زیر-میکرومتر برتر است.
میکروسکوپ کانفوکال از فیلتر فضایی و اسکن نقطه به نقطه برای ساختن نقشههای سطح سه بعدی-به-استفاده میکند. حسگر هم کانونی رنگی، ارتفاع سطح را بر اساس طول موجی که نور در آن متمرکز میشود، تعیین میکند و اندازهگیری ناهمواریهای درجا و درون خطی را امکانپذیر میکند. این سیستمها به طور فزایندهای در محیطهای تولید برای کنترل{6}زمان واقعی فرآیند ظاهر میشوند.
پارامترهای زبری سطح: Ra، Rz و Beyond
پارامترهای متعدد جنبه های مختلف توپوگرافی سطح را کمیت می کند. درک زمان تعیین هر پارامتر از ابهام اندازه گیری جلوگیری می کند و از برآورده شدن الزامات عملکردی اطمینان می دهد.
Ra (میانگین زبری)
Ra متریک-بیشترین مورد استفاده برای اندازه گیری پرداخت سطح است و میانگین زبری سطح یک قطعه را نشان می دهد. از نظر ریاضی، Ra برابر است با میانگین حسابی انحرافات ارتفاع سطح مطلق از خط مرکزی در طول ارزیابی مشخص.
سطح استاندارد سطح برای یک قطعه ماشینکاری شده معمولاً 3.2 میکرومتر Ra است که نشان دهنده کم هزینه ترین پرداخت ماشینکاری است که برای قطعاتی که دارای ارتعاش، بارهای سنگین یا استرس هستند توصیه می شود. این پایان خط پایه علائم ابزار قابل مشاهده را نشان می دهد اما عملکرد کافی را برای بسیاری از برنامه ها ارائه می دهد.
مشخصات رایج Ra عبارتند از:
6.3 میکرومتر Ra: ماشینکاری خشن، اجزای ساختاری عمومی
3.2 میکرومتر Ra: ماشینکاری استاندارد، اکثر قطعات مکانیکی
1.6 میکرومتر Ra: ماشینکاری خوب، تناسب دقیق
0.8 میکرومتر Ra: سطوح سنگ زنی، بلبرینگ
0.4 میکرومتر Ra: سطوح ریز سنگ زنی یا پرداخت، آب بندی سطوح
0.2 میکرومتر Ra: Lapping، اجزای نوری
Rz (میانگین حداکثر ارتفاع)
Rz میانگین حداکثر ارتفاع پروفیل سطح را اندازه گیری می کند که از میانگین مقادیر پنج تفاوت بزرگ بین قله ها و دره ها در سراسر سطح محاسبه می شود. این پارامتر نسبت به Ra نسبت به خراشهای عمیق، خراشها یا زبالههایی که ممکن است تاثیر قابلتوجهی بر Ra نداشته باشند اما مشکلات عملکردی ایجاد کنند، حساستر است.
Rz معمولاً 4 تا 8 برابر بزرگتر از Ra برای همان سطح اندازه گیری می کند، اگرچه هیچ رابطه ریاضی ثابتی بین این پارامترها وجود ندارد. پارامتر Ra میتواند تا حدی غیر حساس باشد و منجر به اندازهگیریهای ناقص شود-Rz به حذف این فرصتهای خطا کمک میکند.
سازندگان اروپایی و آسیایی اغلب Rz را به جای Ra مشخص می کنند. هنگام بررسی نقشه های بین المللی، مهندسان باید بررسی کنند که کدام پارامتر مشخص شده است تا از تعبیر نادرست پرهزینه جلوگیری شود.
Rq (میانگین زبری مربع ریشه)
Rq که زبری RMS نیز نامیده میشود، با مجذور کردن مقادیر ارتفاع قبل از میانگینگیری، انحرافات سطحی بزرگتر را بیشتر از Ra وزن میکند. مقادیر اندازه گیری شده به صورت RMS تقریباً یازده درصد بالاتر از مقادیر بیان شده در Ra خواهد بود. این پارامتر حساسیت بیشتری به قلهها و درههای دورافتادهای که ممکن است باعث ایجاد غلظتهای سایش یا تنش شوند، فراهم میکند.
Rmax (حداکثر قله-تا-ارتفاع دره)
Rmax بزرگترین فاصله عمودی را از بلندترین قله تا عمیق ترین دره در طول اندازه گیری ثبت می کند. در حالی که به ندرت به تنهایی مشخص میشود، Rmax به تشخیص ناهنجاریهایی مانند خراشهای عمیق یا نشانههای پچ پچ ابزار کمک میکند که پارامترهای متوسط ممکن است مبهم باشند.

فرآیندهای تولید و پایان های سطحی قابل دستیابی
روشهای مختلف تولید، پوششهای سطح مشخصی را تولید میکنند که توسط هندسه ابزار، مکانیک فرآیند و خواص مواد کنترل میشود.
عملیات ماشینکاری
تراشکاری و فرزبسته به سرعت تغذیه، سرعت برش و شرایط ابزار، معمولاً 1.6 تا 6.3 میکرومتر Ra به دست میآید. زبری سطح در تراشکاری به سرعت و شعاع گوشه درج بستگی دارد. سرعت تغذیه کمتر و شعاع گوشه بزرگتر باعث بهبود سطح می شود. زبری تئوری را می توان محاسبه کرد، اما نتایج واقعی به سایش ابزار، صلبیت ماشین و کارایی سیال برش بستگی دارد.
سنگ زنی0.4 تا 1.6 میکرومتر Ra را از طریق حذف مواد ساینده تولید می کند. ترکیب چرخ سنگ زنی، اندازه شن و فرکانس پانسمان بر بافت نهایی حاکم است. سنگ زنی تولیدی معمولاً 0.8 میکرومتر Ra را هدف قرار می دهد، در حالی که سنگ زنی دقیق به 0.4 میکرومتر Ra یا ریزتر می رسد.
سنگ زنی و لپ زدنسطوحی از 0.1 تا 0.8 میکرومتر را از طریق عملکرد ساینده کنترل شده ایجاد کنید. این فرآیندها حداقل مواد را حذف می کنند و در عین حال به دقت هندسی و کیفیت سطح عالی می رسند. Honing الگوهای متقاطع مشخصی را ایجاد می کند که برای حفظ روغن در سیلندرهای موتور مهم است.
قالب گیری تزریقی فلز (MIM)
قطعات MIM سطح صافی دارند، معمولاً حدود 32 RMS (0.8 میکرومتر Ra). این بهعنوان{3}}رویشی پخته شده اغلب عملیات ثانویه مورد نیاز متالورژی پودر سنتی یا فرآیندهای ریختهگری را حذف میکند. کیفیت سطح از پودرهای فلزی ریز مورد استفاده ناشی میشود. ذرات معمولاً 20 میکرومتر یا کمتر هستند.
MIM سطح قابل توجهی را با 0.8 میکرومتر Ra معمولاً به دست می آورد. با این حال، یک سطح صاف به اندازه 0.3-0.5 میکرومتر Ra ممکن است. بافت نهایی به اندازه ذرات پودر، ترکیب بایندر و پارامترهای تف جوشی بستگی دارد. پوشش سطح قالب نیز به قطعه منتقل میشود، اگرچه زبری جزئی در حین برداشتن بایندر و تف جوشی رخ میدهد.
MIM میتواند سطحی برابر با 1 میکرومتر داشته باشد، در حالی که زبری سطح یک قطعه ریختهگری سرمایهگذاری معمولاً حدود 3.2 میکرومتر است. MIM سطح بهتری نسبت به ریختهگری سرمایهگذاری میکند و معمولاً نیازی به تکمیل{3}}پس از تولید ندارد. این مزیت هزینه ساخت و زمان تولید را کاهش می دهد و در عین حال قطعاتی را با سازگاری ابعادی بالاتر ارائه می دهد.
برای کاربردهایی که نیاز به کیفیت سطح افزایش یافته دارند، اجزای MIM به راحتی عملیات تکمیل ثانویه را می پذیرند. MIM به صورت قالبگیری-رویههای با کیفیت بالا را ایجاد میکند، که اغلب نیاز به پردازش پست را حذف یا کاهش میدهد. در صورت نیاز، فرآیندهایی مانند غلت دادن، پرداخت یا پوشش دادن، زیبایی و عملکرد را بهبود می بخشد.
فرآیندهای ریخته گری و شکل دهی
ریخته گری سرمایه گذاریبسته به مواد قالب و پارامترهای ریخته گری 3.2 تا 6.3 میکرومتر Ra تولید می کند. بافت سطح قالب سرامیکی به طور مستقیم به قسمت ریخته گری منتقل می شود. ریخته گری دایکست به محدوده های زبری مشابهی دست می یابد اما به دلیل قالب های فلزی دائمی، نتایج ثابت تری دارد.
شکل دهی ورق فلزعملیاتی مانند مهر زنی و کشیدن، پوشش سطح ابزار را تکرار می کند. قالبهای شکلدهنده اغلب تا 0.4 میکرومتر رادیوم یا ریزتر صیقل داده میشوند تا جریان مواد را تسهیل کرده و از گند زدن جلوگیری کنند. قسمت تشکیل شده معمولاً زبری 0.2 تا 0.5 میکرومتر بیشتر از ابزار را نشان می دهد.
استانداردها و مشخصات تکمیل سطح
روشهای استاندارد استاندارد، ارتباط شفاف بین طراحان، تولیدکنندگان و بازرسان کیفیت را تضمین میکنند.
نمادهای بافت سطحی ASME Y14.36M
در ایالات متحده، پرداخت سطح معمولاً با استفاده از استاندارد ASME Y14.36M مشخص می شود. این استاندارد نمادهایی را تعریف می کند که در نقشه های فنی برای برقراری ارتباط با الزامات بافت سطح ظاهر می شوند. نماد اصلی شبیه یک علامت است، با اعداد و متن در مکان های خاص که پارامترهای مختلف را نشان می دهد.
موقعیت های نماد مشخص می کند:
بالا سمت چپ: مقدار Ra یا پارامتر جایگزین
پایین سمت چپ: روش تولید، پوشش یا نت ها
بالا سمت راست: طول نمونه برداری زبری
سمت راست: نماد جهت قرار دادن
پایین سمت راست: حداقل میزان حذف مواد
یک نوار افقی اضافه شده در بالای نماد اصلی نشان می دهد که حذف مواد ممنوع است-سطح باید طبق مشخصات بدون ماشینکاری تولید شود. یک دایره در اطراف نماد نشان می دهد که حذف مواد مورد نیاز است و از استفاده از سطوح به عنوان-ریخته گری یا قالب{3}} جلوگیری می کند.
سری ISO 21920
سازمان بین المللی استاندارد ISO 1302:2002 را به نفع ISO 21920-1:2021 پس گرفت. این استاندارد جدیدتر، شیوه های جهانی مشخصات بافت سطح را هماهنگ می کند. ISO 21920 شامل بخشهای متعددی است که روشها، پارامترها و تکنیکهای اندازهگیری سطحی و مشخصات را پوشش میدهد.
نقشه های اروپایی و آسیایی عمدتاً از استانداردهای ISO استفاده می کنند. در حالی که از نظر مفهومی مشابه استانداردهای ASME است، قراردادهای نمادها و تعاریف پارامترها به طور ظریفی متفاوت هستند. مهندسانی که در سطح بین المللی کار می کنند باید هر دو سیستم را درک کنند تا از خطاهای مشخصات جلوگیری کنند.
استانداردهای خاص صنعت-
صنایع تخصصی الزامات بیشتری را فراتر از استانداردهای تولید عمومی اعمال می کنند:
ASME BPE (تجهیزات پردازش زیستی)الزامات پرداخت سطح را برای تجهیزات دارویی و بیوتکنولوژی تعریف می کند. تعیین سطح SF4 0.38 میکرومتر (15 میکرومین) Ra با سطح الکتروپیل شده برای مصارف زیستی{4} دارویی مانند مواد تزریقی را مشخص میکند. تعیین سطح SF1 تقریباً 0.5 میکرومتر (20 میکرون) Ra را برای تولید کنندگان پودر و قرص مشخص می کند.
استانداردهای هوافضااغلب به محدودیتهای زبری خاصی در سطوح بحرانی مانند ریشههای تیغه توربین (معمولاً 0.8 میکرومتر Ra یا ریزتر) نیاز دارند تا از شروع ترک خستگی جلوگیری شود. الزامات اسنادی فراتر از شیوه های عمومی صنعت است.
سطوح آب بندی خودرومعمولاً 0.8 تا 1.6 میکرومتر Ra برای فلنج های واشر و شیارهای o{2}}را مشخص کنید. تلورانسهای سختتر برای اجزای تزریق سوخت اعمال میشود که حتی نشت میکروسکوپی باعث مشکلات عملکردی میشود.
بهینه سازی سطح پایان: متعادل کردن هزینه و عملکرد
پرداخت سطح نمایانگر یک تجارت اساسی مهندسی-است. پرداختهای ظریفتر عملکرد برتر را ارائه میکنند اما هزینه ساخت را گاهی به صورت تصاعدی افزایش میدهند.
منحنی هزینه
به طور کلی، هزینه ساخت یک سطح با بهبود روکش سطح افزایش می یابد. دستیابی به 1.6 میکرومتر Ra تقریباً 20-40٪ بیشتر از 3.2 میکرومتر Ra هزینه دارد. کاهش زبری بیشتر به 0.4 میکرومتر Ra ممکن است دوباره هزینه ها را دو برابر کند. این افزایشها ناشی از کاهش سرعت حذف مواد، ابزار گرانتر، عملیات اضافی و افزایش نرخ ضایعات است.
الکتروپولیش 15 تا 50 دلار به ازای هر فوت مربع سطح برای دوره های تولید کوچک اضافه می کند. عملیات لپینگ بسته به اندازه و دقت مورد نیاز 50 تا 200 دلار در ساعت است. تولید-تولید با حجم بالا این هزینه ها را مستهلک می کند، اما قطعات سفارشی با حجم کم-با حق بیمه قابل توجهی به ازای هر-واحد مواجه می شوند.
مشخص کردن فقط آنچه مهم است
مقرون به صرفه ترین رویکرد، درشت ترین پرداخت را مشخص می کند که الزامات عملکردی را برآورده می کند. با کاهش زبری هزینههای ساخت افزایش مییابد، بنابراین میتواند بین ناهمواری سطح و هزینه-تعادل وجود داشته باشد. بیش از-مشخصات پول را بدون بهبود عملکرد هدر می دهد.
یک براکت ساختاری ممکن است با ماشینکاری خشن 12.5 میکرومتر Ra کاملاً کار کند، در حالی که مشخص کردن 3.2 میکرومتر Ra هزینه غیر ضروری را اضافه می کند. برعکس، زیر-تشخیص سطح بر روی سوراخ سیلندر هیدرولیک منجر به نشت آب بندی، جایگزینی قطعات، و خرابی سیستم بسیار گرانتر از ماشینکاری اولیه می شود.
تطبیق قابلیت فرآیند
پرداخت سطح بسیار به فرآیند ساخت مورد استفاده بستگی دارد و روکش های بسیار صاف معمولاً به پردازش اضافی مانند سنگ زنی یا پرداخت نیاز دارند. طراحان باید هر زمان که امکان دارد، تکمیل را در چارچوب توانایی فرآیندهای تولید اولیه مشخص کنند.
اگر آسیاب به طور طبیعی 1.6 تا 3.2 میکرومتر Ra تولید می کند و کاربرد 3.2 میکرومتر را تحمل می کند، حداکثر 3.2 میکرومتر را به جای 1.6 میکرومتر مشخص کنید. این به تولیدکنندگان اجازه میدهد تا پارامترهای برش را برای بهرهوری بهینهسازی کنند تا زمان ماشینکاری اضافی یا اضافه کردن عملیات سنگزنی.

دستورالعمل های کاربردی کاربردی
انتخاب الزامات پوشش سطح مناسب به عملکرد مورد نظر، محیط عملیاتی و محدودیت های تولید بستگی دارد.
چه زمانی باید فینیشهای ظریفتر را مشخص کرد (کمتر یا مساوی 0.8 میکرومتر Ra)
سطوح آب بندی دینامیک (سیلندرهای هیدرولیک، آب بند شفت)
بلبرینگ مجلات و نژادها
سطوح مرجع گیج
اجزای نوری که به بازتاب خاص نیاز دارند
تماس دستگاه های پزشکی با بافت بدن
سطوح تماس با مواد غذایی که به شرایط بهداشتی نیاز دارند
سطوح جفت گیری دقیق با فاصله های تنگ
وقتی استاندارد به پایان می رسد (1.6-3.2μm Ra)
مجموعه های مکانیکی عمومی
اتصالات پیچی تحت بارگذاری معمولی
اجزای سازه ای
قاب و بدنه ماشین آلات
قطعات با سطوح رنگ شده یا پوشش داده شده
اجزای با ترخیص مناسب
وقتی درشتتر کار را تمام میکند (بیشتر یا مساوی 6.3 میکرومتر رادیوم)
سطوح غیر حساس-
مناطقی که به عمد برای چسبندگی زبر شده اند
اجزای موقت یا قربانی
سطوح داخل سازه های بسته
قطعاتی که زبری عملکرد را افزایش می دهد (سطوح چنگ زدن، موانع حرارتی)
گاهی اوقات می تواند مطلوب باشد که سطح خشن تری روی یک قطعه وجود داشته باشد. به عنوان مثال، پایه صندلی روی دوچرخه باید ضریب اصطکاک بالایی داشته باشد تا در هنگام استفاده لیز نخورد.
سوالات متداول
تفاوت بین پرداخت سطح و زبری سطح چیست؟
پرداخت سطحی به طور جامع بافت سطح را از جمله زبری، موجدار بودن و لایهگذاری توصیف میکند. زبری سطح بهطور خاص بینظمیهای مقیاس-ریز را اندازهگیری میکند. در عمل، مهندسان اغلب زمانی که منظورشان ناهمواری است، از "سطح پرداخت" استفاده می کنند. درک زمینه از ابهام مشخصات جلوگیری می کند.
پرداخت سطح چقدر بر هزینه قطعه تأثیر می گذارد؟
بهبود از 3.2 میکرومتر به 1.6 میکرومتر Ra معمولاً هزینهها را 20{8}}40% افزایش میدهد. کاهش بیشتر به 0.8 میکرومتر Ra ممکن است هزینه ها را در مقابل 3.2 میکرومتر Ra دو برابر کند. هزینهها افزایش مییابد زیرا پرداختهای ظریفتر به تغذیه کندتر، ابزارآلات ممتاز، عملیات اضافی و تغییرات مکرر ابزار نیاز دارند. تولید با حجم بالا{9}}تأثیر هر واحد را از طریق صرفهجویی در مقیاس کاهش میدهد.
می تواندتولید MIMدستیابی به پرداخت سطحی خوب؟
بله. MIM معمولاً 0.8 میکرومتر رادیوم (Ra) به صورت زینتر شده تولید میکند که قابل مقایسه با سطوح زمین است. برخی از فرآیندهای MIM بدون عملیات ثانویه به 0.3-0.5 μm Ra می رسند. این مراحل سنگ زنی یا پرداخت مورد نیاز متالورژی پودر معمولی یا ریخته گری را حذف می کند و هزینه و زمان تولید را کاهش می دهد.
چه مقدار Ra برای آب بندی سطوح مناسب است؟
مهر و موم های دینامیکی معمولاً به 0.4-0.8 میکرومتر Ra نیاز دارند. بسته به فشار آب بندی و ویسکوزیته سیال، آب بندی های استاتیک با 1.6-3.2 میکرومتر Ra عمل می کنند. سطوح ناهموار مسیرهای نشتی ایجاد می کنند. سطوح بیش از حد صاف ممکن است در حین نصب به الاستومرهای نرم آسیب برساند. با توصیه های سازنده مهر و موم برای کاربردهای خاص مشورت کنید.
پرداخت سطح اساساً بر عملکرد اجزا، هزینه ساخت و طول عمر محصول تأثیر می گذارد. تعیین مقادیر زبری مناسب مستلزم درک تعامل بین عملکرد، اقتصاد و قابلیت فرآیند است. مهندسانی که به بهینهسازی پرداخت سطح تسلط دارند، طرحهایی را ارائه میکنند که در حین برآورده کردن اهداف هزینه،{2}}مزیت رقابتی در هر صنعتی، قابل اعتماد هستند.
فنآوریهای تولید مدرن مانند قالبگیری تزریقی فلز، جعبه ابزار موجود را گسترش میدهند و سطوح دقیقتری را نسبت به روشهای سنتی بهطور اقتصادیتر ارائه میدهند. با پیشرفت فناوریهای اندازهگیری و تکامل استانداردها، توانایی تعیین، تولید، و تأیید پرداخت سطح با اطمینان به طور فزایندهای برای موفقیت در ساخت حیاتی میشود.














